Garden Alley
Imagine a small cottage on the side of a garden alley with two wooden windows and you are passing by it. The wall of the cottage is surrounded by felled trees. An old mailbox is also visible next to the gates of the cottage yard. A little girl opens one of the windows and smiles at you and accompanies you with her gaze. You look at her and continue walking. Then an old man approaches from the front with a cane in his hand. He has magnifying glasses in his eyes. Before he reaches you, he greets you kindly and you respond. The sound of birds you don’t know fills the air with melody and caresses your flesh. You don’t know what kind of bird it is, but you know that it is a sound and that everything is beautiful.
Continued
کوچه باغ
کلبه ی کوچکی را در کنار کوچه باغی تصور کن که دو پنجره چوبی دارد و تو از کنار آن عبور میکنی . دیوار کلبه با درختان قطع شده محصور شده است صندوق پستی قدیمی نیز در کنار دروازه های حیاط کلبه به چشم میخورد دختر بچه ای که یکی از پنجره ها را باز کرده و به تو لبخند میزند و تو را با نگاهش همراهی میکند تو هم به او نگاه میکنی و به راه ادامه میدهی آنگاه پیر مردی عصا بدست از روبرو نزدیک میشود عینکی ذره بینی به چشم دارد و هنوز به تو نرسیده با مهربانی سلام میکند و تو هم جواب میدهی صدای پرندگانی که نمیشناسی فضا را آهنگین و گوشت را نوازش میدهد نمیدانی این صدای چه پرنده ای است اما میدانی که صدایی هست و هر چه هست زیباست
No responses yet