Before that life was a flowing stream, a still earth. We believed the world was a fixed map and we were pieces on pre-drawn paths. Every mountain stood in its place, every river flowed to a specific destination, and the stars revolved in eternal orbits. In this world, we sought definitive answers – lost in a map we thought was complete. Life is a stream that never stays in one place, always moving, always passing. Sometimes raging like a flood, sometimes calm like dew. We can only dip our hands in it and enjoy its coolness for a moment, but we can never catch the same water again.
پیش از آنکه زندگی، جویباری سیال باشد، خاکی ساکن بود ما باور داشتیم جهان، نقشهای است ثابت و ما مهرههایی در مسیرهای از پیش ترسیم شده است. هر کوه در جای خود ایستاده بود، هر رود به مقصدی مشخص جاری میشد و ستارگان در مدارهای همیشگی میچرخیدند. در این جهان، ما به دنبال پاسخهای قطعی بودیم ، گمشدهای در نقشهای که گمان میکردیم کامل است. زندگانی جویباری است که هرگز در یک جا نمیماند، همیشه در حرکت، همیشه در گذر. گاهی خروشان چون سیلاب، گاهی آرام چون شبنم. ما تنها میتوانیم دستهایمان را در آن فرو بریم و لحظهای از خنکایش لذت ببریم، اما هرگز نمیتوانیم همان آب را دوباره بگیریم.
No responses yet